جزایر ترمیتی: افسانه و طبیعت ، دیروز و امروز / ایتالیا / مناطق / خانه


کالا توندا در سن دومینو (© Barelli Paolo / Shutterstock)


آیا انزوای همه گیر ما را در مسیر اروتیسم جغرافیا سوق داده است؟ فابیو فیوری این موضوع را شگفت زده می کند ، دوباره در تحقیقات خود در مورد آدریاتیک شروع می کند. این بار مقصد جزایر ترمیتی است که به نظر می رسد قطعاتی از مجمع الجزایر بی انتهای دالمتین است که به غرب می پیچد.

ما انزوای همه گیر را تحمل کردیم ، از آن قدردانی کردیم ، آواز آن را خواندیم. شاید پشیمان شویم؟ حداقل برای انفجار سکوت در خیابان ها ، برای طولانی شدن زمان در خانه ها. اما مطمئناً فصول زندگی ، مانند فصل های نجومی ، نسبت به پروژه های ما و حتی بیشتر نسبت به مالیخولیای ما بی تفاوت هستند. و همانطور که پرندگان مهاجر می دانند ، زمان برای متوقف کردن و دیگری برای ترک زمان است. بنابراین ما دوباره ، بدون هیچ تمایلی به چیزهای عجیب و غریب ، اما با اشتیاق وابسته به عشق شهوانی ، برای گرد و غبار و آب میوه ، برای سایه و نور ، برای داستان ها و مردم دوباره به راه افتادیم. چه کسی می داند که انزوا ، آگاهانه یا ناآگاهانه ، اروتیسم جغرافیا را برای ما آشکار نکرده است؟ لذت نفسانی از مکانهای نزدیک یا دور ، شهری یا طبیعی ، شاید حتی ناقص یا سو استفاده شده ، مانند بسیاری از مناظر معاصر ایتالیا. با این حال ، بالا بردن چشم خود را به آسمان ، همیشه یک سرعت وجود دارد که عمق آبی را می شکند ، چشمان خود را به زمین پایین می آورد ، همیشه یک خشخاش که آسفالت های خونین تشییع جنازه وجود دارد. اروتیکا از جغرافیا ، که همچنین با تسلط بی نظیر توسط فرانکو باتیاتو به ما آموخته است. در این آزادی حرکت تازه کشف شده ، در این چشمه نامعلوم با ابرهای بزرگی که از آسمان عبور می کنند ، ما گریه می کنیم و می خندیم ، با خوشحالی به معروف ترین آهنگ های او گوش می دهیم و دیگران را کشف می کنیم: “عشق همان کسی است که به آرامی من را به دست می گیرد در حالی که آب پشت پنجره ها / در حال پایین آمدن آرام “.

من به راه افتادم ، یک بار با یک کایاک نارنجی کوچک روی پشت بام رانندگی کردم ، و در گرگ و میش آتشین ماه ژوئن ، “دعوت به سفر” را گوش می دادم و گوش می دادم ، زمانی که حتی A14 پس از رفتن Pesaro به جنوب به تماشاچی تئاتر تبدیل شد تا یک نمایش فوق العاده را تماشا کند طلوع آدریاتیک سفری در خلاف جهت برادران ، که در روزهای اخیر پس از مهاجرت بسیار طولانی که از سواحل غرب آفریقا آغاز شده بود ، برای رقص در آدریاتیک بازگشتند. آنها رقصنده های بسیار سبک وزن با وزن 50 گرم و طول بال آنها 40 سانتی متر است که طول آن دو برابر است. هنگامی که آنها به اینجا می رسند ، آنها قبلاً لباس عروس “ونیزی” را با ماسک مشکی مشکی پوشانده اند که چشم ها و گردن را می پوشاند ، و پیشانی را آزاد و بدن را آزاد می کند. در عوض ، بالها خاکستری روشن با مواد قرمز رنگ هستند. آنها پرواز عصبی دارند و قادر به غواصی و برخاست عمودی در شکار آب هستند. یک مانور آکروباتیک که پرنده شناسان آن را “روح القدس” می نامند ، یک جذابیت سیرک که همیشه آن را هیجان زده می کند.

در این جغرافیای رنگی جدید ، من از آزادی های اعطا شده در مناطق زرد رنگ لذت می برم ، نسبت به بحث پوچ درباره تعویق یک ساعته منع رفت و آمد من بی تفاوت هستم. مجله رادیویی مرا خسته می کند و من موسیقی متن این سفر جدید را می نوازم ، مانتری که صدای ناخوشایند و قانع کننده مانلیو سوگالامبرو و صدای سرزنده و شرقی فرانکو باتیاتو را دارد.

سپس به جنوب ، به یک مجمع الجزایر کوچک با سابقه طولانی می رود ، که شواهد با شکوه معماری از خود برجای گذاشته است: جزایر ترمیتی ، دیومدس آنها را استرابون نامید. “در مورد تصرف دیومد در منطقه اطراف این دریا [l’Adriatico]، جزایر دیومد شاهد هستند. چهار جزیره کوچک و چندین صخره ، قطعاتی از مجمع الجزایر بی پایان دالماتیس به طور غیرقابل توصیفی به غرب شناور هستند ، فقط به چارت دریایی با چشم یک کودک نگاه می کنند. اما همچنین به این دلیل که یک نظریه زمین شناسی از آغاز قرن بیستم ، که در مورد سرزمینی در آدریاتیک صحبت می کرد ، ایتالیا و بالکان را به هم متصل می کرد ، که جزایر عناصر باقی مانده از آن هستند ، غیر قابل اعتماد به نظر می رسد. در انتظار تفسیرهای جدید علمی ، مجمع الجزایر هنوز هم یک معجزه زمین شناسی از اشکال ، برجستگی ها ، رنگ ها و همچنین مشاهده مبارزه ابدی بین عناصر است ، شاید از بالای صخره ای در San Nicola در روز میسترال یا از Punta Seca در Capraia. وقتی ترامونتانا زد.

جزایر ترمیتی جزایری برای بازدید و کشف هستند که از طریق اتصال لمسی به صخره ها کشف می شوند: سنگ آهک سفید در بالای سن نیکولا ، مارن های زرد کرتاسیو که باران ذوب می شود ، باعث تغییر رنگ جادویی دریای اطراف می شود ، سنگهای آهکی قرمز Punta del Vucolo در سن دومینو. وابسته به عشق شهوانی جغرافیایی لمسی ، اما همچنین بویایی ، که در Caprara یک محیط وحشی و غیر مسکونی را انتخاب می کند. اگر می توان با قایقرانی به آنجا رسید ، همانطور که من رفتم ، بی صدا و نفسانی وارد روح جزیره شوم. در کاپارارا ، نامی که ساکنان جزیره برای کاپارارا استفاده می کنند ، ارتباط حسی با طبیعت هم اغوا کننده است و هم نگران کننده است. زیرا به عنوان مثال صدای شگفت انگیز چرخشی و نفوذی مرغ های دریایی شاه ماهی در هنگام تولید مثل بی ثبات می شود که این آداب و رسوم بر هم زده و روابط انسان و حیوان را زیر سال می برد. اما در همان زمان ، این جزیره احساساتی از نورهای خیره کننده و بوهای نافذ را ارائه می دهد. این نوری است که دریا تقویت می کند ، این بویی است که پوشش گیاهی متفاوت است. از پرتگاه Punta dello Straccione ، در انتهای جنوبی کاپارارا ، “Sleeping ces vaisseaux … رگهای خواب / یک روح سرگردان ، / اینجا برای برآورده کردن حداقل / خواسته های شما / از انتهای زمین.”

آیا به عضویت در OBC Transeuropa فکر کرده اید؟ شما از کار ما پشتیبانی خواهید کرد و مقالات پیش نمایش و محتوای بیشتری دریافت خواهید کرد. مشترک شدن در OBCT!

نظرات ، تا آنجا که ممکن است ، توسط کارمندان ما قبل از علنی شدن بررسی می شود. زمان مورد نیاز برای این عملیات ممکن است متفاوت باشد. به خط مشی ما بروید

نظرات وبلاگ طراحی شده توسط



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *