آذربایجان-ارمنستان: جنگ و مردانگی های عجیب و غریب / آذربایجان / مناطق / خانه


مرد ، پشت ، پشت یک پنجره - عکس © چای خانا


یک انسان شناس که مردانگی عجیبی را نیز در قفقاز انجام می دهد ، در رسانه های اجتماعی تأثیر تبلیغات بر جوامع صلح طلب دو کشور را که در طول جنگ قره باغ کوهستانی درگیر هستند ، کاوش کرده است.

(نوشته اصلی توسط چای هان 26 نوامبر 2020)

به نظر می رسد که آخرین مرحله از جنگ قره باغ تاکنون در واقع پایان یافته است: نیروهای حافظ صلح روسی مستقر شده اند. آذربایجان از برنامه های خود برای بازگرداندن و توسعه سرزمین هایی که اکنون کنترل می کند خبر داده است.

با این حال ، من می ترسم که یک مرحله بسیار خطرناک نبرد همچنان ادامه داشته باشد.

من به عنوان یک مهاجر و انسان شناس آذربایجانی ، پویایی این جنگ را از دور تجربه و مشاهده کردم ، که به من فضا می داد تا دیدگاه دیگری را پرورش دهم. از دیدگاه من ، این جنگ ترکیبی غم انگیز از تبلیغات سمی و ملی گرایی در شبکه های اجتماعی را به وجود آورد ، شهروندان ارمنستان و آذربایجان را آلوده کرد و همه روابط صلح و مرزی قبل از جنگ را به خطر انداخت. سپتامبر.

من چند سال پیش آذربایجان را ترک کردم و کشور متولد من معمولاً نقش جزئی در زندگی روزمره من دارد. بنابراین من شوکه شدم وقتی در 27 سپتامبر ، صفحه فیس بوک من – در یک صبح روز یکشنبه تنبل در پراگ به نظر می رسید – با عناوین نظامی باز شد.

اولین واکنش من تماس با مادرم بود ، اما دیگر نتوانستم ارتباط برقرار کنم – دولت آذربایجان اینترنت را متوقف کرد. با این حال اخبار و اطلاعات از طریق شبکه های اجتماعی پخش می شد: جنگ قبلاً نمایش من را با اخبار پر کرده بود و به محافل اجتماعی من نفوذ کرده بود. به سرعت برای من روشن شد که خطر و خشونت محدود به میدان جنگ نیست.

با ادامه جنگ ، شدت نبردهای آنلاین و خط مقدم جبهه به زندگی من در جمهوری چک نفوذ کرد. من دائماً نگران خانواده ام بودم (چهار روز طول کشید تا با مادرم تماس بگیرم) و بیشتر نگران تأثیر جنگ شدید تبلیغاتی بر دوستان و آشنایانم بودم.

شعله های ملی گرایی مانند گلوله ها گسترش یافت و اعضای جوامع مترقی هر دو کشور در برابر سخنان نفرت انگیز و اطلاعات غلط تسلیم شدند. برای من ، هم از نظر شغلی و هم از نظر شخصی ، نقطه عطف در اواسط ماه اکتبر رخ داد ، زمانی که مشخص شد گروه های آسیب پذیر مانند جامعه + LGBTQI نیز با احساسات ملی گرایانه رو به رشد هستند.

جوامع LGBTQI + ارمنستان و آذربایجان ، که مطمئناً در هیچ یک از کشورها قبل از جنگ مورد استقبال خوبی قرار نگرفتند ، طی سالهای گذشته روابط خود را با یکدیگر آغاز کرده بودند. اما در اواسط ماه اکتبر ، من متوجه افزایش شدیدی در شعارهای ملی گرایانه – و سخنان نفرت انگیز – شد که توسط خارجی ها ، رفقا ، سازندگان صلح و فعالانی که می شناسم از آذربایجان و ارمنستان در اینترنت استفاده می شود.

من به عنوان یک انسان شناس ، قبلاً به مسائل جنسیتی پرداخته ام. از کارهای تحلیلی خود می دانستم که فرهنگ ماچو در هر دو کشور زنان را کنار می زند و مانع صلح پایدار می شود. با این حال ، حوزه علاقه فعلی من ، مردانگی عجیب و غریب در قفقاز ، بهترین ایده را در مورد تأثیر واقعی تبلیغات بر جوامع صلح طلب دو کشور درگیری ارائه داد.

من شروع به تماشای نظرات ارسال شده توسط اعضای جوامع عجیب ارمنستان و آذربایجان در شبکه های اجتماعی کردم که آنها در واکنش به درگیری واکنش نشان دادند. من سعی کردم آنچه را در خارج از کشور اتفاق می افتد تماشا کنم ، اما انتقادات و آزارهای آنلاین هر دو طرف به سرعت من را تحت تأثیر قرار داد.

آشنایان عجیب ارمنی من به من حمله کردند و مرا به حمایت از رهبر آذربایجان الهام علی اف متهم کردند. خارجی های آذربایجانی مرا به “خیانت” بودن ، عدم حمایت از جنگ و ارتش آذربایجان متهم کردند. همه این فعالان شروع به از بین بردن دوستی من در شبکه های اجتماعی کردند ، زیرا همه نظرات من را به عنوان پشتیبانی از “دشمن” درک می کردند.

یکی از روندهای جدیدی که به نظر من بسیار نگران کننده بود ، رادیکال سازی تدریجی گروه ها در جامعه LGBTQI + بود. یک نمونه آن برخورد با دو زن دزد آذربایجانی بود که داوطلبانه به ارتش پیوستند و در جنگ کشته شدند. موجی از حمایت از خانواده هایشان از جانب کوبه های آذربایجان وجود داشت ، موجی که به نظر می رسید به عنوان حمایت از شهادت آنها تعبیر می شود ، که با پذیرش جهانی بشریت و ارزشهای عجیب به شدت شکسته شد.

آنچه رخ داد تأثیری را كه تبلیغات حتی بر مترقی ترین افراد جامعه LGBTQI + در ارمنستان و آذربایجان داشته است ، تأكید می كند. در طولانی مدت ، این امر منجر به عواقب و اختلافات ناگوار در میان فعالان كوئر در این كشورها خواهد شد و دستاوردهای فعالان كوئر قفقاز ، دانشگاهیان و مدافعان حقوق بشر را تضعیف خواهد كرد.

تأثیرات منفی این جنگ فقط به شبکه های اجتماعی محدود نمی شود: کویرهایی که ضد جنگ بودند اکنون به دلیل هویت متفاوت جنسیتی و احساسات به اصطلاح “ضد ملی” با تبعیض مضاعف روبرو هستند.

بسیاری از صلحبانان و واسطه های برجسته نیز در طول جنگ شروع به استفاده از شعارهای ملی گرایانه کردند. این سازندگان شبه صلح به جای ترویج صلح ، آتش ملی گرایی را شروع کردند. افرادی که روزگاری به نام صلح برای میلیونها شهروند عادی ارمنستان و آذربایجان به عنوان نمونه عمل می کردند ، در عوض به چراغهای احساسات ضد ارمنی و ضد آذربایجانی تبدیل شده اند.

این نگرش ها ، که با چنین حسادت آنلاین ابراز می شود ، در میدان جنگ چیزی تغییر نکرده است. اما در داخل ، آنها اعتماد بین دو کشور را بیشتر خدشه دار کرده و در نهایت زندگی در جوامع دو طرف درگیری را به خطر می اندازند.

توافقنامه صلح روسیه همانند آغاز جنگ به طرز غیرمنتظره ای به من رسید. به عنوان یک نسل جنگ ، من ، مانند بسیاری از هم سن و سالانم ، به این جنگ به عنوان یکی از “نفرین ها” در زندگی خود نگاه می کردم.

اما یک نکته در مبارزات ، هم به صورت آنلاین و هم در خط مقدم ، به روشنی روشن کرده است: تا زمانی که آذربایجانی ها و ارمنی ها به طور فعال در مورد مشکلات و چالش های پیش روی خود بحث نکنند ، درگیری ادامه خواهد داشت.

با توجه به نقش امپریالیسم روسیه و سلطه مردان ، نمی توان این منازعه را حل شده دانست. بدون قدرت بیشتر به گروه های مختلفی که جامعه ما را تشکیل می دهند ، سلطه مردان نمی تواند به یک راه حل پایدار درگیری در منطقه منجر شود.

رویکرد بین بخشی در ساخت صلح امری حیاتی است: زنان آواره و شاغل – و همچنین مهاجران دگرباش جنسی / گروه های عجیب و اقلیت های قومی در ارمنستان و آذربایجان – هنوز به طور دائم از روند ساخت صلح مستثنی هستند. آرام

ما باید بر همه این چالش ها غلبه کنیم. ما باید این جوامع را برای زندگی مشترک آماده کنیم و نقاط ضعف و قوت خود را با پذیرفتن خودمان همانگونه که هستیم تشخیص دهیم. مهمتر از همه ، ما باید با ارمنوفوبیا و ترس از آذربایجان در این جوامع مبارزه کنیم. در غیر این صورت ، هیچ آینده و سعادت برای نسل های آینده وجود نخواهد داشت.

به هر حال ، به عنوان یک مهاجر ، دوست دارم به منطقه وطنم برگردم و در آنجا بدون مرز زندگی کنم. من می خواهم به مردم برچسب “آذربایجانی” یا “ارمنی” یا “مسلمان” یا “مسیحی” یا “یهود” نگذارند. من معتقدم که باید علیه همه ایدئولوژی های ظالمانه ای که مردم را به گروه های مختلف تقسیم می کند ، مبارزه کنیم.

این درگیری یک نمونه عالی از چگونگی سو mis تفاهم ها بود که می تواند باعث جنگ بین دو کشور کوچک شود. من معتقدم که نسل های آینده می توانند قفقاز را تغییر دهند. اما ما مسئول رشد نسل بعدی هستیم ، این بدان معناست که ما باید خود را تغییر دهیم و برای آینده ای بهتر در خانه و سراسر جهان به سازش های صلح تبدیل شویم. صلح نباید به عنوان یک تئوری باقی بماند. ما باید این ایده آل را هر روز آشکار و عملی کنیم.

امسال OBCT 20 سال را جشن می گیرد. به ما در ادامه سفر کمک کنید ، و در نزدیکی جامعه خود باشید که شامل خبرنگاران ، فعالان جامعه مدنی ، محققان دانشگاه ، دانشجویان ، مسافران ، تماشاگران و همه خوانندگان ما است. مشترک شدن در OBCT!

نظرات قبل از انتشار توسط کارکنان ما بررسی می شود. زمان مورد نیاز برای این عملیات ممکن است متفاوت باشد. به خط مشی ما بروید

نظرات وبلاگ طراحی شده توسط



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *